تبليغاتX
دختر تنها_دست نوشته های من_


دختر تنها_دست نوشته های من_

خاطرات دبیرستان

سلام....

این پست و برای باباییم مینویسم....

دروغ چرا دلم برات تنگ شده بابایی...دیگه اون دخترایه شادو پرتحرک اون سالا نیستیم...نه اینکه حالا خیلی میتونن کنترلمون کنن اما دیگه دوستایامون مثه اون روزا نی....

هر روز تو دفتر میبرن باهامون دعوا میکنن خانوم چرا قدت بلنده چرا موهات این رنگیه چرا چاقی چرا لاغری چرا وقتی میخندی دندولات معلومه چرا لباست این رنگیه چراچراچراچرا.....

هر چی میشکنه گردن شیتیلا میندازن...ای خدا من نمیدونم چرا تو این مملکت شلوغی و بی ادبی دقیقا یه معنا رو میده...خلاصه این دله شیتیلا پره درده....مامانمم خوبه....راستی تو هنوز قاتی مرغا نشدی؟خلاصه وقتی نظرتو دیدم خیلی خوشحال شدم  بابا جوکر مهربون....قراره امسال کلی دختر مهندس تحویله جامعه بدی....تا بعد بای

نوشته شده در ساعت توسط فافا و پپری| |

کنکور...کنکور...کنکور...دوستت دارم...نه به خاطر دانشگا رفتن ...

دوستت دارم نه به خاطره جذابیت فوق العاده ات...نه به خاطره اینکه قراره یه سال الافت باشم...نه به خاطره  ریاضی نه به خاطره فیزیک ...

دوستت دارم چون کلا چیز مزخرفی هستی....

اینم نوشتم چون پشتیبانم گفته به خودت انرزی مثبت بده...

ای بابا راستی ازمونم رفتم.....من اگه این ریاضیو نداشتم بابام نون بهم نمیداد بخورم...میخواستم درصد هامو بنویسم شاد شید گفتم واسه حفظ ابروی خاندانمونم که شده بیخالش شم....خلاصه بزور رسوندم ترازرو ۷۳۰۰(سه رقمی شد رتبم ولی به زور)به نظر خودم که خوبه...البته فقط به نظر خودم....بابا کی گفته که همه باید دکتر مهندس بشن این جامعه مگه به رفتگر احتیاج نداره....اخه بدبختی اینه که استعداد اونم ندارم....

اصلا بای

نوشته شده در ساعت توسط فافا و پپری| |

تولد تولد تولدم مبارک ...

اول سلام...

امروز سه روزمه الهی قربون خودم برم که اینقد خوشگل جیگرم...

اره تولدم بو.د...ادما ۲ دسته اند اونایی که ابانین اونایی که دوست داشتن ابان به دنیا بیان...

(تقلید...تاثیر فیلم بر روح روان دانش اموزان...)خلاصه کلی هدیه خوشمل گرفتم یه کلکسیون پروانه یه ساعت خوشمل یه خرس گنده و یه لباس دامادی واسه لاکپشتم...خاله ریزه قرار امروز بیاد خونمون کادومو بهم بده...دارم ذوق مرگ میشم....

خلاصه اینم از کارو بار ما جمعه ازمون دارماحتمالا تا یه هفته افسرده ام بعد از یه هفته میام دوباره اپ میکنم...احساس میکنم بدون معلمامون بدون مدرسه میمیرم ...اقای شیمی رو با عصبانیتاش اقای فیزیکو با خندیدناش اقای زبان با متلک انداختناش اقای ریاضی با پاستوریزه بازی دراوردناش ...عاشقه همشونم....

فعلا....

نوشته شده در ساعت توسط فافا و پپری| |

 سلام

اییی دیگه حالم داره از کتاب وکلاس و درس و مدرسه و رتبه و ازمونو دفتر و جزوه و تست ...به هم میخورهههه...به هر کی هم میگی میگن یا درس یا شوهر انگار دختر جماعت نمیتونه بی عارو درد زندگی کنه روز بدبختی رو ب تمامی دخترا رو دختر نماها تبریک میگم....و تسلیت ...خاک بر سر هر چی کنکوریه...

کوههه چون سنگ بود تنها شد اینم واسه اونایی که قلبشون از کلوخه....بایی

نوشته شده در ساعت توسط فافا و پپری| |

اییی دیگه حالم داره از کتاب وکلاس و درس و مدرسه و رتبه و ازمونو دفتر و جزوه و تست ...به هم میخورهههه...به هر کی هم میگی میگن یا درس یا شوهر انگار دختر جماعت نمیتونه بی عارو درد زندگی کنه روز بدبختی رو ب تمامی دخترا رو دختر نماها تبریک میگم....و تسلیت ...خاک بر سر هر چی کنکوریه...

کوههه چون سنگ بود تنها شد اینم واسه اونایی که قلبشون از کلوخه....بایی

نوشته شده در ساعت توسط فافا و پپری| |

سلام خوبيد؟
امروز بعد از مدتها اومدم اينجا يه كم داد و هوار را بندازم و يه شك عصبي به بعضي از دوستان دوست نما  و دشمن خو وارد كنم......
خوب چي ميخواستم بگم؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
آهاااااااااااا يادم اومد قرار بود بيام اينجا به چند نفر با ذكر اسم فحش بدم كه به دلايل امنيتي تصميم گرفتم اين كار به قوت خودش انجام بشه ولي بدون ذكر اسامي..
خوب دوستان:
هيچ ميدونيد اضافي تريت موجود روي زمين پسر ه؟
خوب بايد ميدونستيد اگه نميدونستيد اشكال نداره حالا ميدونيد !!!!!
هيچ ميدونيد احمق ترين آدم ها تا بحال پسرها بوده اند و در زندگي جز خود خواهي و وانمود كردن اينكه از همه برترند كاري را ياد نگرفته اند؟
خوب بازم ميگم بايد ميدونستيد اگه نميدونستيد حالا به دونستن اين مهم افتخار كنيد
هيچ ميدنيد پسرها از انجام خيلي كارها عاجزند؟
از جمله فارسي درست صحبت كردن     فقط براي يه ثانيه مثل آدم رفتار كردن فقط براي يك روز مرتب بودن  فقط براي يكبار دختر را نديده و نشناخته انتخاب كردن
بكار بردن كلمات عاشقانه در معناي واقعي  و خيلي چيزايي ديگه كه مطمئنا ميدونيد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آيا تا بحال فكر كرده ايد كه اگر پسرها نبودند دختران هيچ مشكلي نداشتند و به عبارت ديگر دنيا را آرامش فراميگرفت؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تا حالا از پسرا متنفر بوديد؟؟؟؟؟
اگه بدونيد چه لذتي داره از پسرا متنفر شدن تا آخر عمرتون حاضريد براي چشيدن اين لذت از هر پسري متنفر بشيد......
ميدونيد پسرا خيلي دير همه چيز و ميفهمن؟؟؟؟؟نمونش اينكه وقتي جواب تماسشون رو نميدي حتي براي يه ثانيه اينكه ازشون متنهفر شده باشي از گوشه اون مغز نخوديشون  عبور نميكنه................
عاشق اينن كه بگن واسه خودشون كسي هستن يا بهتر بگم كسي شدن ولي متاسفانه هيچ وقت درباره اين قضيه موفق نميشن يعني حتي اگر به قول خودشون واسه خودشون كسي هم بشن باز بقيه اونا رو آدم حساب نميكنن!!!!!!!
خوب خيلي خوش گذشت سعي ميكنم هر چند وقت يه بار شما رو با اين موجودات جانور بيشتر آشنا كنم البته زمانش نامعلومه شايد اداده داستان بره واسه سال آينده!!!!!!!

خوب ديگه منم يكي از شيتيلاي قديمي  اين پستم طرحي بود از من و فافا جون

نوشته شده در ساعت توسط فافا و پپری| |

سلام دلم واسه وب تنگیده بود اومدم یکم حالتون بپرسم زودم برم!از شنبه مدرسه ها شروع میشه از روز اول اول قراره اعتصاب کنیم وسط حیاط مدرسه!سالی که نکوست از بهارش پیداست...انشاله دوست دارم سال دیگه بیام یه پست توپ خفن بنویسم نتیجه های قبولی دانشگاه همه شیتیلیا رو تپل بگم بتون ای خدا بگذره این یک سالم به خیر و خوشی ما بریم سر زندگیمون!!!!منظورم دانشگاهه بابا جو نگیرتون خانومای دم بخت!!!

خلاصه نصمه!!!شبه بریم سر کارمون ببخشید میدونم چرت گفتم دیگه ببخشید کنکوریم زده به سرمون!جدی نبگیرید اکشال نبداره!

فعلا یا حق دوخستون داریم!!!

پریا

نوشته شده در ساعت توسط فافا و پپری| |

این اپو ذخیره کرده بودم که تو وب بزارم فرصت نشد...حالا ۵ ماه از اون روزا میگذره...احساس پیری میکنم چرا اینطوری به سر شیتیل اومد تو مشهد خیلی اتفاقایه جالبی افتاد ...کلی کشته دادیم...وای خدا دلم داره پر میزنه واسه کلاسمون ...واسه اقای فیزیکو خنده هاش واسه خانم حاجیانو دعواهاش واسه اقااقا واسه سرویس ....احساس پیری میکنم...نمیدونم شاید این ا ساله لعنتی زودتر بره...

خلاصه بای تا یه بار دیگه که سرهغ خاطره هام اومدم...

خدمت اقا امیر دل شکستم بگم که این وبه پپر نیست فقط پس حرف دهنتو رو قبل از خروج چک کنید مرسی باییییییییییی

نوشته شده در ساعت توسط فافا و پپری| |

يه تشكر توپ خدمت پپر خانوم كه تو اين مدت كه من نيومدم كاراي نتو واسم راه انداخت....ممنون(يه بوس خوشگل كوچولو فوت كردم واست چك ميل كن ميبيني)

شيتيلا  در مشهد

يه روز صبح كه مديرمون از دنده راست بلند شده بود خوشگل صبحانشو خورده بود مقنعه سفيد رو پوشيده بود كلي هم خوشگل كرده بود دلش به حال ما بدبخت بيچاره ها كه تو عيد خونهامون هتل 5 ستاره بود واسه مهمانان گرامي سوخت و تصميم گرفت ما رو ببره مشهدددددددددددددددددددددد!!!!ما هم عين ادماي نديد بديد سريع همه كارارو رديف كرديم و مديرمونو تو عمل انجام شده قرار داديم ...خلاصه داريم همش به اون 5 روز فكر ميكنيم اسمشو گذاشتم فرصت اخر اخه اين اخرين مسافرت دسته جمعيمون ميشه احتمالا ...كلي مقدمات چيديم و نظريه ها داديم اخرين نظريه ماله پرستو بود كه اعلام كرده تو كوپه با خودمون هندونه ببريم كه فائز اين نظريه رو رد و اعلام كرده در صورت بردن هندونه احتمال اينكه بيرونمون بندازن از قطار از 50 درصد به 99 درصد ميرسه...بزارين تو اين 1 ماه كه نت نيومدم اخبارو بگم واستون:

1-هاني هنوز از من بدش مياد ولي وقتي بهش ميگم دوست دارم تو تنگنا قرار ميگيره ميگه منم دوست دارم!!!

2- هفته پيش تولد فسقل بود...يكي از مخرف ترين و در عين حال دوست داشتني ترين ادمه زندگيم تو اين روز بدنيا اومد... بازم مثه سگو گربه به جون هم ميوفتيم ولي طولاني ترين مدتي كه با هم قهر بوديم 1 زنگ بوده....واقعا دوسش دارم

3- پريروز فهميدم بذدشانس ترين ادمه كلاسم ...تولده تاپو بود كلي شلوغ كرديم مديرمون اعصاب مصاب نداشت اومد منو استرسو دودو رو برد دفتر(از بين 26 نفر)...حالا منو بگي يه چيزي دودوي بيچاره هميشه رو سايلنته تهتهش ويبرس...ما رو برده ميگه يا ميگيد كي بود گيليلي ميكرد يا نميريد سره كلاس...ما هم از ذوق داشتيم ميمرديم  رفتيم تو ابدارخونه صفاااا....به من كه خيلي خوش گذشت دوباره معاونه تهديد كرد 2 نمره از انضباطم كم ميكنه تا حالا حسابشو كردم16-ميگيرم انضباط....

4-منو اين فسقله بدبخت رفته بوديم تو دفتر مردا همينجوري بدون هيچ نيت خاصي ...يهو چشممون خورد به دفتر نمره ها بازم همينجوري و بدون هيچ نيت خاصي رفتيم نمره هارو نگاه كرديم من ميخو.استم بدون هيچ نيت خاصي خودكارمو درارم يه سري تغيرات بدم تو دفتر نمره ها كه در همين لحظه معاونمون كه توسط نيروهاي ماوراي طبيعي و جاسوسان با شرافت مدرسه با خبر شده بود اومد و همون جا طي يه حركتي كه از گفتنش خوداري ميكنم تحقيرمون كرد

5- ولي از هر چي بگذريم سخن خوابگاه خوشتر است قصه خواب گاه و گوشي موبايلو... جز باحال ترين خاطرات دبيرستانمون بود...چقد خنديديم وبعضي وقتا چقد گريه كرديم....

6-منو نسيبه هم 20ارديبهشت امتحان استاني داريم ميخواييم بريم بتركونيم....پپر هم هست منتها اون شيميه جالبه ما 3 تا دختريم اونا 1 دختر 2 تا پسر ....شانسش مثه خرعرعر ميكنه(اصطلاحه جديد شيتيلا) با مخهاي شهر افتاده خفننننننننن ....تبريك ميگم عزيزم برو حالشو ببر

7-بالاخره مدير مدرسه پسرونه(دبيرستان رقيب)مغز فندقش رو به كار انداخت و تصميم گرفت در اشپز خونه رو گل بگيره ....ديگه غذا نميدن بهمون...

8-ديگه اينكه منو معلم شيميمون داريم به يه نتايج خوبي ميرسيم بخدا همه معلمامونو خيلي دوس دارم وقتي فكرشو ميكنم ميبينم عاشقققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققققق مدرسه ام..

9-رفتم كانون نتيجه ها رو ببينم نزديك بود ذوق مرگ بشم تاپوم تو تجربيا سوم شده بود با تراز 5800خوبه بازم خيلي پيشرفت كرده...اين پپر دوباره زده بودن جلوش.... از مقام سوم اون بيشتر خوشحال شدم تا از اول شدن خودم....

تا حالا تو خواب 10 بار چمدونمو بستم...كلي ذوق دارم...الهي بميرم واسه خودم....خلاصه خوش به حال ما كه ميخواييم بريم مشهد و خوش به حال مشهد كه ما قراره ميزبان شيتيلا باشه...چهارشنبه ميريم يكشنبه مياييم ...بعد از سفر بازم براتون اپ ميكنم ....يا علي

نوشته شده در ساعت توسط فافا و پپری| |

یک سال دیگه هم گذشت...

18 سال پیش توی همچین شبی سه شنبه 26 خرداد 1371ساعت 22:40

امشب18 سالم شد...باورم نمیشه خیلی زود میگذره امسال سال عجیبی برام بود پر از تجربه های تلخ و شیرین پر از خاطره های قشنگ یا شایدم...

هرچی بود گذشت امروز دلم میخواست خودمم تولدمو به خودم تبریک بگم!همه بهم تبریک گفتن اما خودم ...

راستی ما چقدر خودمونو دوست داریم و به یاد خودمون هستیم؟؟؟؟؟؟؟

اونقدر حرفام روی دلم مونده که نمیدونم از کجا شروع کنم حرفای بی پایانم رو!

اما میدونید چیه من فهمیدم همه حرفارو نباید گفت تا وقتی کسیو پیدا کنی که حرفاتو فقط به اون بگی قشنگی بعضی حرفا به نگفتنشونه .هوم؟

واقعا خسته ام اما دیگه مثل قبلا دلم تجربه های جدید نمیخواد فعلا ما محدود شدیم به درس!میگن عشق و رفاقت و تفریح و...ممنوعه!فقط درس درس درس وای خدا جون کنکور فقط یک سال باقی مونده ... شاید سال سختیه اما خوشحالم که هدف دارم.میدونید از بی هدفی و بیکاری متنفرم حتی نمیتونم به خودم استراحت بدم واسه همینم هست که زود از پا درمیام !بیکاری آدمو یاد بدبختیاش میندازه!پس همون بهتر که سرگرم و مشغول باشیم مگه نه ؟

امروز روز خوبی بود فکر کنم از پارسال خیلی بهتر بود خیلی خیلی...

از صبح تلفنمون زنگ میخورد کلی از دوستام برام زنگ زدن و تبریک گفتن صبح یکیشون خونمون بود عصرم بقیه اومدن خاله ریزه هم اومد کلی برامون تعریف کرد خندیدیم!! بعدشم رفتیم خیابون کلی گشتیم و با هم رفتیم بستنی  خوردیم جاتون خالی!!!شانسه منه این شبکه پیامک هم قطعه یدونه اس ام اس هم نبود که!!

ولی در کل خیلی خوش گذشت چون خودم مثل همیشه یه روز قشنگو با اشک و بغض خراب نکردم!

میخوام در آخر چیزو بگم که اول باید میگفتم:

خدایا خدایا خدا جونم مرسی مرسی مرسی

خدا جونم واقعا ازت ممنونم به خاطر همه داشته هام و نداشته هام شکرت میکنم خدای من دوستت دارم ...

امیدوارم همتون موفق باشین چه وب بیاین چه نیاین آخه خیلیا از وب رفتن مثلا آزاده جون که خیلی نگرانشم و امیدوارم هرچه زودتر برگرده از همینجا براش آرزوی سعادتمندی و عاقبت به خیری دارم

در پناه حق،خدانگهدار/پریا

Cliquez pour voir l'image en taille réelle

نوشته شده در ساعت توسط فافا و پپری| |


Design By : Night Skin